۱۳۹۹ چهارشنبه ۱ بهمن

یک لیوان آب کدر و آلوده رو با تمام ذرات درونش تجسم کنین ، اگر دائم آب تمیز رو درون لیوان بریزیم بالاخره همه ی آب کثیف از لیوان خارج میشه و آبی که لیوان رو پر میکنه کاملا شفاف میشه ، لازم نبود که سعی کنیم از شر آب کثیف داخل لیوان خلاص شیم فقط بایستی آنچه را که درسته جایگزین کنیم ، طولی نمی کشه که آنچه که غلطه ازبین میره دقیقا همین مثال درباره شیوه فکر کردن ما هم صدق میکنه ؛ اگر به داشتن افکار درست و امید عادت کنیم ، اون موقع ذهنمون رو دگرگون خواهیم کرد و به آدمی خوشبین ، امیدوار ، قوی و پر جرات تبدیل میشیم، با وضعیت فعلی ما پرسنل و مردم عزیز و حجم زیاد ناامیدی که میشه در جامعه به وضوح دید ،فقط یاد یک نوشته ی زیبا از کتاب مارتین لوتر کینگ افتادم که میگفت ؛

روزی در بدترین حالت روحی بودم ، فشارها و سختی ها جانم را به تنگ آورده بود؛ سردرگم و درمانده بودم. مستاصل و نگران ، با حالتی عجیب و غریب ، بی جان و بی توان به زندگی خود ادامه می دادم. همسرم مرا دید به من نگاه کرد و از من دور شد چند دقیقه بعد با لباس سر تا پا سیاه ، روی سکوی خانه نشست دعا خواند و سوگواری کرد. با تعجب پرسیدم چرا سیاه پوشیده ای؟ چرا سوگواری می کنی؟ همسرم گفت مگر نمیدانی او مُرده است؟ پرسیدم چه کسی؟!!!! همسرم گفت : خدا... خدا مُرده است. باتعجب پرسیدم مگر خدا هم می میرد؟ این چه حرفی ست که میزنی؟؟؟ همسرم گفت: رفتار امروزت به من گفت که خدا مُرده و من چقدر غصه دارم ، حیف ارزوهایم... اگر خدا نمُرده پس تو چرا انقدر غمگین و ناراحتی؟! در آن لحظه به زانو در آمدم و گریه کردم، راست میگفت گویا خدای درونم مُرده بود

* بلند شدم و برای ناامیدی ام ازخدا طلب بخشش کردم. هیچوقت ناامید نشوید خداوند هرگز نمی میرد*

*سعی کن که بدون ترس زندگی کنی ، ترس و ناامیدی برای کسی که خدا را دارد بی معنیست*